حكيم ابوالقاسم فردوسى

57

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

پادشاهى منوچهر منوچهر يك هفته در مرگ نيايش به سوك نشست . روز هشتم كلاه كيانى بر سر نهاد . پهلوانان بر او آفرين خواندند . و گفتند : ترا باد جاويد تخت روان * همان تاج و هم فرّهء موبدان دل ما يكايك به فرمان تست * همان جان ما زير پيمان تست آن گاه سام جهان پهلوان بر پاى خاست و گفت : از اين پس همه نوبت ماست رزم * ترا جاى تخت است و شادى و بزم به دنيا آمدن زال اما روزگارِ بازيگر ، سام پهلوان را داستانى شگفت پيش آورد . سام در سيستان نگارين همسرى داشت خورشيد روى كه گونه‌هايش چون گلبرگ شاداب و پر طراوت بود و موهايش مانند مشك ، سياه و خوش بوى . او را فرزندى در شكم بود . چون وقت زادنش رسيد چند روز درد و آزار كشيد . چون طفل به دنيا آمد رويى تابنده و همانند بهشت